تفاوت هدف و آرزو در چیست

اما هدف چیست؟ آرزو چیست؟
گفتیم بیش از نود و هفت درصد مردم هدف مشخصی ندارند. وقتی به کسی میگوییم پنج هدف خود را در زندگی بگو وقت میخواهد تا فکر کند هدفش چیست. یا آنکه میگوید من خیلی هدف دارم کدام هدفم را بگویم. یا آنکه اکنون از کسی بپرسیم کدام هدف خود را حاضری فدا کنی تا به کدام هدف خود برسی، خیلی ها نمیتوانند این را جواب بدهند و باید فکر کنند تا به این سوالات پاسخ دهند. اکنون برخی از اهدافی را که شما برای من نوشته اید را میخوانم.
اهداف نفر اول:
1. به جایی برسم که از گذشته خود پشیمان نباشم. 2. ازدواج
3. ادامه دادن درس. 4. تسلط کامل به زبان انگلیسی و فرانسه 5.تحصیل در دانشگاه های خارج
ولی هیچکدام از این پنج تا هدف نیست و به آنها نخواهید رسید.
اهداف نفر دوم:
1.شهادت 2. خدمت به پدر و مادر 3.ازدواج و تربیت فرزندان صالح 4. تحصیل در ادبیات و گرفتن بالاترین مدرک
هیچکدام از اینها نیز هدف نیست و به هیچکدام هم نمیرسید. برخی از اینها خیلی خوب است ولی هدف نیستند.
اهداف نفر سوم:
1.انتخاب بهترین همسر که همیشه یار و یاور من باشد. 2. ادامه تحصیل تا بهترین مدرک در دانشگاه های خارج از کشور. 3. ایجاد کارگاه کوچک و انجام کار های هنری درآن.
اینها نیز هیچکدام هدف نیست و به هیچکدام نمیرسید.
با مثالی توضیح میدهیم. هنگامی که من به فرودگاه با ترمینال مسافربری میروم و به مسئول فروش بلیط بگویم من یک بلیط میخواهم به من بلیط نمیدهد. بگویم یک بلیط به فلان مقصد بدهید هم باز هم به من بلیط نمیدهند. هر چقدر هم آنجا منتظر بمانم به من بلیط نمیدهند. هرچه اطلاعات من دقیق تر باشد که مثلا بلیط را برای چه روزی، چه مقصدی و چه ساعتی میخواهم امکان اینکه بتوانم بلیط تهیه کنم بیشتر خواهد شد. در این عالم نیز بلیط موفقیت کسی زودتر صادر میشود که اعلام های او دقیقتر باشد. تا وقتی اعلام های ما گنگ باشد هیچ گاه به مقصد نمیرسیم. کسانی که در بالا اهداف خود را اعلام کردند اعلام
تبدیل به ارزش میشود. کسی که میخواهد رشد کند، رشد مقصد است، مقصد خیلی گنگ است. ما در زندگی سه چیز باید داشته باشیم :مقصد، هدف و ارزش.
اگر بگویم تعریف خود را از رشد، موفقیت، سعادت و یا خوشبختی  را بگویید به تعداد تک تک افراد این تعریف ها حال این سه تا چیست؟ اگر به شما بگویند از اکنون تا آخر عمر در زندگیتان چه چیزی میخواهید چه پاسخی دارید؟ اگر در یک کلمه آن را بخواهید بگویید آن چیست؟ در یک کلمه آنچه که من میخواهم میشود مقصد. مقصد دست یافتنی نیست ، مقصد یک خواب و خیال است. اگر ما زمینه های مقصد را تعیین  کنیم مقصد متفاوت است. زمینه را باید تعیین کنیم .زمینه را که تعیین کردیم مقصد تبدیل به ارزش میشود.مثلا در چه زمینه ای میخواهید رشد کنید، رشد علمی ،رشد پولی، رشد سیاسی و…. .ارزش ها نیز دست یافتنی نیستند. ارزش مانند تیری است که شما در کمان میگذارید، نشانه میگیرید ولی هیچوقت رها نمیکنید. مثلا من ادامه تحصیل میخواهم بدهم، یک همسر خوب هم میخواهم، پول هم میخواهم.
و تا آخر عمر هم اینها را رها نمیکنید ولی هیچوقت هم به آنها نمیرسید.
چکار کنیم ارزش ها تبدیل به هدف بشوند؟ آرزو های دست نیافتنی تبدیل به اهداف دست یافتنی بشوند؟
مواردی که شما به من گفتید و من در بالا خواندم جدول ارزش ها بود نه اهداف.
مثلا فرض کنید من یک چک به شما میدهم که به بانک ببرید و پول بگیرید. و به جای مبلغ آن مینویسم هرچه بیشتر بهتر و بجای تاریخ آن مینویسم هر چه زودتر بهتر. آیا اگر شما این چک را به بانک ببرید به شما پول میدهند؟ چک هایی که ما نیز برای عالم میکشیم همانند این چک است، میگوییم هر چه بیشتر بهتر.
مثلا من دوباره چند تا از اهداف(چک های) شما را میخوانم تا ببینید اینگونه هست یا نه.
نوشته اید رسیدن به مقامات بالا. شما چقدر میخواهید برسید بالا؟ جواب شما احتمالا این است هر چه بالا تر بهتر.
نوشته اید خدمت به جامعه .چقدر میخواهید به جامعه خدمت کنید؟ هر چه بیشتر بهتر ؟
نوشته اید که بکار گیری  دانش. شما چقدر میخواهید دانش خود را بکار بگیرید؟ هرچه بیشتر بهتر؟
گفته اید فعالیت در امور خیریه . شما چقدر میخواهید در امور خیریه فعالیت کنید؟ هرچه بیشتر بهتر؟
اگر هر چه بیشتر بهتر خوب است و درست است، پس چرا وقتی چک را که بجای مبلغ نوشته شده هر چه بیشتر بهتر به بانک میبرید به شما پولی نمیدهند؟ مگر نه اینکه هر چه بیشتر بهتر؟



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *