موفقیت

برای موفق شدن باید اول باور کنیم که می توانیم

موفق

موفقیت نتیجه من می توانم هاست

موفقیت نامحدود

موفقیت هرگز پایان نمی پذیرد

موفقیت

قسمت تنها اراده ماست

موفقیت بی پایان

درست همان لحظه که دیگران نا امید می شوند افزاد موفق ادامه می دهند

 

راههای رسیدن به ارامش ذهنی

تغییر ذهن، تغییر زندگی

ریچارد ودیویدسون، پروفسور و نویسنده کتاب «زندگی احساسی مغز شما» می گوید: شخصیت، الگوهای فکری و واکنش های احساسی ما همه در مغز ما شکل می گیرند. اما انسان قادر است مغز و ذهن خود را تغییر دهد.

دید مثبت به خانه و محل کار خود داشته باشید:

پروفسور دیویدسون پیشنهاد می کند برای اینکه دیدگاه مثبتی به کار و زندگی خود پیدا کنید، خانه و محل کار را با انواع خاطره ها و لحظه های شاد همچون عکس هایی شاد از مسافرت های خانوادگی پر کنید. برای اینکه پس از مدتی این عکس ها برایتان تکراری نشوند و اثر خود را از دست ندهند، هر چند وقت یکبار آنها را عوض کنید.

:سپاسگزار باشید

پروفسور دیویدسون اعتقاد دارد انسان ها با نشان دادن مراتب تشکر و سپاسگزاری خود به دیگران می توانند به محیط اطراف و انسان های دیگر احساس مثبت و خوبی داشته باشند. برای این منظور، در چشمان مخاطب خود نگاه کنید و به او بگویید: «متشکرم». سپس همه رویدادهای و کارهای مثبت خود را در دفتری به طور روزانه یادداشت کنید.

از دیگران تعریف کنید:

با یافتن و کشف کردن موقعیت های مختلف برای تحسین و تعریف کردن دیگران به مغز خود یاد می دهید تا خوبی های دیگران را ببینید و این در زندگی فردی شما نیز تاثیر شگرفی دارد و همین انرژی مثبت به ذهن و قلب شما نیز وارد می شود.

مدیتیشن کنید:

پروفسور دیویدسون اعتقاد دارد، انسان ها برای آگاهی از درون خود به مکاشفه و اندیشه عمیق فکری نیاز دارند. هنگامی که کاملا هوشیار هستید و به اصطلاح ذهنتان باز است، صاف بنشینید، روی تنفس خود تمرکز کنید، به پاسخ های اعضای بدن خود دقت کنید و اگر به هر دلیلی حواستان پرت شد، دوباره با تمرکز بیشتر ذهنتان را به نفس کشیدن خود متمرکز کنید.

به زبان بدن خیلی توجه کنید:

پروفسور دیویدسون می گوید اگر دوست دارید در اجتماع خوب ظاهر شوید و ارتباط درستی با مردم داشته باشید خوب است به رفتارها و واکنش های بدن مردم در موقعیت های مختلف دقت کنید و با خود حدس بزنید او اکنون چه احساسی دارد. سپس این تمرین را روی زبان بدن دوستان و همکاران خود تمرین کنید و ببینید به واسطه حدسی که زده اید، آنها چگونه پاسخ می دهند.

روزانه 10 دقیقه تمرکز کنید:

اگر دوست دارید قدرت تمرکز و دقت خود را افزایش دید، هر روز 10 دقیقه در اتاقی ساکت روی زمین بنشینید، چشمان خود را باز نگه دارید و روی سوژه خاصی همچون لامپ روبرو یا تابلوی نقاشی تمرکز کنید. سعی کنید همه حواس و تمرکز شما روی همان سوژه واحد باشد و با چشم نیز آن را نگاه کنید. اگر ذهنتان به هر دلیلی از موضوع پرت شد، دوباره با نگاه عمیق به سوژه حواس خود را به آن برگردانید. این تمرین را هر روز 10 دقیقه روی سوژه های مختلف انجام دهید.

محرک های احساسی را شناسایی کنید:

اگر دوست ندارید بر اساس هیجانات و احساسات خود واکنش نشان بدهید و تمایل دارید همیشه متعادل و منطقی برخورد کنید، باید برای خود فهرستی از رویدادهای خاص را یادداشت کنید که باعث تحریک احساسات شما شده اند. سپس چند نفس عمیق بکشید و در حالی که آرام و ریلکس هستید، حدود 15 دقیقه زمان بگذارید و به واکنش های خود در رابطه با آن موضوع فکر کنید.

مجسم کردن مهربانی و همدردی:

پروفسور دیویدسون پیشنهاد می دهد اگر دوست دارید در زندگی مهربان، شفیق و انعطاف پذیر باشید این تمرین را 4 تا 5 بار در هفته به مدت 5 تا 10 دقیقه انجام دهید: تصور کنید یکی از دوستان یا همسایه های شما در زندگی زناشویی خود با مشکل روبرو شده است و شما به او دلداری می دهید و سعی در آرام کردن او دارید. در هر دم خود به او دلداری دهید و در بازدم های خود تصور کنید درد او کمی تسکین یافته است. این باعث می شود تا دردهای بشری تا اندازه ای آرام شوند

چهار قانون کلیدی مغز

چهار قانون کلیدی مغز

✅قانون اول :

هرعملی که بصورت عادت وتکرار درآید کنترل عصبی آن عمل از بالای مغز یعنی ضمیر خودآگاه به پایین یعنی ضمیر ناخودآگاه می رود .
به عبارت دیگر باتکرار یک عمل ارادی ، آن عمل تبدیل به یک عمل غیر ارادی میشود مثل تایپ کردن…

✅قانون دوم :

هر پیامی که به مغز خطور می کند یا گفته می شود در ضمیر ناخودآگاه تاثیر می گذارد و چنانچه تکرار شود ، اثر آن چندین برابر خواهد بود.
روزانه حدود 60هزار اندیشه از مغز ما عبور می کند و اکثر این اندیشه ها غیر مثبت است.

بنابراین بسیار مراقب واژه هایی که به کار می بریم ، موسیقی هایی که گوش می دهیم ، حرفهای اطرافیانمان و … باشیم ، چرا که همه ی واژه ها از نظر ضمیر ناخودآگاه بار معنایی مثبت یا غیر مثبت دارند.

مثلا وقتی می گوییم : من بدبختم ، ضمیرناخودآگاه این ورودی را پذیرفته و تکرار می کند.

✅قانون سوم :

گاهی ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه در زمینه ای باهم درتعارض قرار می گیرند مثل زمانی که می خواهید از پلی معلق عبور کنید .
ناخودآگاه به شما میگوید نرو ، دست و پا چلفتی و خودآگاه میگوید ، برو…
معمولا ناخودآگاه برنده میشود ???

✅قانون چهارم :

هرگاه ضمیر ناخودآگاه و خودآگاه در انجام امری باهم به توافق برسند توانشان در هم ضرب میشود و توانایی فرد در انجام یک رفتار چندین برابر میشود .

چند تکنیک برای بیرون ریختن نگرانی ها

هرگاه احساس کردید که ذهن تان آرام نیست و نگران هستید،‌ ابتدا عمیقا عمل باز دم را انجام دهید.

☕همیشه با باز دم شروع کنید و تا آن جا که می توانید عمیقا عمل بازدم را انجام دهید و تمامی هوای موجود در ریه هایتان را بیرون بریزید.

☕با بیرون ریختن این هوا، حالات و احساسات شما نیز بیرون می ریزند، زیرا همه چیز با تنفس شما ارتباط دارد.

☕سپس هنگامی که شکم شما به علت بازدمی عمیق تو رفته است برای چند ثانیه صبر کنید و بعد از آن عمل دم را به طور عمیق انجام دهید.

☕دوباره برای چند ثانیه صبر کنید . مدت زمان توقف میان دم و بازدم در این تکنیک باید مساوی باشد.

☕به همین ترتیب دم و بازدم خود را ادامه دهید و از تنفس خود یک ریتم بسازید.

☕ بلافاصله احساس خواهید کرد تمامی وجود شما تغییر کرده است، حالت قبلی شما دیگر ناپدید شده و حال جدیدی بر وجودتان حاکم شده است.

☕در این حالت شما دیگر نگران نیستید و آرامش زیبایی بر وجودتان حاکم می شود.

☕وقتی بدانید که به کجا می روید، تبدیل به شخص مؤثرتري می شوید

چند جمله طلایی از کتاب مرداب روح

1- اکثر ما فقط زمانی رشد می کنیم که از نیروی غرور مان کاسته شود.

2-آنچه در حیطه کنترل ما قرار دارد، شوق ِ یافتن ِ آنچه زندگی نکرده ایم حتی در تلخ ترین ضربه هاست.

3-رشد اغلب وحشت انگیز است اما رهایی بخش نیز هست و ارزش و معنا را به زندگی ما می آموزد.

4-مهم ترین وظیفه پیوند میان دو نفر محافظت از خلوت یکدیگر است.

5-هنگامی که به میانسالی می رسیم، اگر درون نگر باشیم می فهمیم تنها موضوع زندگی، خود ما هستیم. هر اندازه که از والدین، جامعه یا همسر خود به خاطر مشکلات شکایت کنیم، به همان اندازه در برخورد تکراری با خود اسیر می مانیم.

6-عاشق شدن از طریق همذات پنداری فرافکنانه اتفاق می افتد. آنچه که احساس خوبی در حالت عاشقی ایجاد می کند آن است که دیگری برای یک لحظه قادر به بازگرداندن قطعه های گمشده ما می شود. احساس وجد و سرخوشی برخاسته از آگاهی از تمامیت یافتن خودمان است. ظاهراً دیگری ویژگی هایی متفاوت از ویژگی های موجود در ناخوداگاه ما دارد.

7-آنچه را که می توانم به خوداگاه بیاورم و مستقیماً و به عنوان یک بالغ با آن مواجه شوم، مرا از اسارت ناخوداگاه در گذشته رها می سازد. ما به راستی درک می کنیم که چیزی مهم تر از آنچه از آن می ترسیم وجود دارد و نکته همین جاست. ما مهم تر از ترس هامان هستیم و این معنای شهامت است

5فن برای بدست آوردن آرامش

مهمترين زمان اكنون است

1- بسياري از ما زمان زيادي را در نگراني آينده به سر مي بريم. اگر در كل عمر خود اين زمان ها را محاسبه نماييم متوجه مي شويم از يك سال هم بيشتر شده است. محققان متوجه شده اند كه نگراني و تشويش براي آينده قسمت زيادي از فعاليت ذهني فرد را اشغال مي كند. در حاليكه اين نگراني هيچ كمكي به شما نمي كند به هيچ وجه. اگر بيشتر وقت خود را به فكر كردن درباره گذشته و نگراني درباره آينده بگذرانيد هيچگاه نخواهيد توانيست به اندازه كافي آرامش داشته باشيد. براي رسيدن به آرامش روحي و فكري واقعي بايد فقط  در زمان حال از زندگي خود لذت ببريد نه افسوس گذشته را بخوريد و نه نگران آينده باشيد

 2- محيط اطراف بسيار مهم است

  – جايي كه كار مي كنيد و وقت خود را مي گذرانيد در وضعيت فكري شما تاثير عميقي دارد. شايد ما آگاهانه اين موضوع را درك نكنيم ولي اگر دقت كنيد در بعضي اتاق ها آرامش بيشتري داريد و تمايل داريد هنگام استراحت آنجا باشيد. به اتاق خود نگاه كنيد اگر بسيار درهم و برهم و ريخت و پاش است مانند اين است كه مرتب كسي كاري را به شما يادآوري مي كند ولي شما آنرا انجام نمي دهيد. و اين چرخه همينطور را ادامه دارد. اين يادآوري ناخودآگاه و مداوم در ذهن جاي زيادي اشغال مي كند. اگر اتاق خود را مرتب كنيد و محيطي دلچسب براي خود فراهم كنيد احساس بهتري نسبت به قبل خواهيد داشت . راحتتر مي توانيد خود را آرام و ريلكس نماييد. براي خريد سيستم هاي تهويه و تصفيه هوا، گل و … خساست به خرج ندهيد تا شرايط بهتري براي خود فراهم كنيد. براي آرام ساختن خود هدف آرام  نگه داشتن مغز است. كه نتيجه آن ارامش روحي است. اين بهترين نوع ريلكسيشن است چون ما را نسبت به كار هايي كه خود بايد انجام دهيم آسوده خاطر مي كند. هر روز 10 تا 15 دقيقه وقت براي مديتيشن مشخص كنيد در طول مديتيشن مي توانيم روح و فكر خود را از دلبستگي هاي مادي رها كنيم

3- سازنده بودن به جاي به تعويق انداختن

 – رسيدن به آرامش و آسودگي خيال فقط با استراحت كردن تمام وقت در ساحل دريا بدست نمي آيد. بلكه بايد بياموزيم چگونه آرامش را بدست بياوريم. مهم نيست كه در حال كار باشيم يا استراحت مهم اين است كه بدانيم چه بكنيم. بنابراين كار هايي را كه بايد انجام شود اولويت بندي كنيد. اگر هر كاري را با برنامه و از راه صحيح انجام دهيد احساس استرس و فشار كمتري خواهيد داشت. وقتي كه مي خواهيم چند كار را با هم انجام دهيم خود را زير بار فشار زيادي قرار داده ايم. و در اين حال ايجاد آرامش بسيار سخت و دشوار است. زندگي را براي خود سخت نكنيد. براي هر كاري زمان مشخص نماييد و آنقدر به خود وقت بدهيد كه از انجام آن لذت ببريد. يك كار را تكميل نماييد و هر چه لازم است براي آن انجام دهيد. آنگاه پاداش شما لذتي است كه از انجام بي عيب و نقص آن كار نصيب شما خواهد شد

4- با تاثير ديگران بر خود مقابله كنيد

 – چقدر به نظر ديگران وابسته هستيد و به آن اهميت مي دهيد. وقتي كه ما نگران حرف مردم هستيم در حقيقت يك بار فكري به ذهن خود تحميل كرده ايم. و ناخودآگاه به سمتي حركت مي كنيم كه ديگران را خوشحال كنيم. و اين هم ايجاد آرامش فكري را غير ممكن مي سازد. مهم نيست كه ما چه كار مي كنيم يا چه مي گوييم هميشه عده اي هستند كه ايراد بگيرند. بنابراين بايد در خود روحيه اي را تقويت كنيم كه نه با ستايش و نه با انتقاد تحت تاثير قرار نگيريم. اين بدان معنا نيست كه ما افكاري متفاوت با ديگران داريم، بلكه فقط به اين معناست كه نمي خواهيم به ديگران اجازه دهيم با عقايد خود آرامش روحي و فكري ما را به هم بريزند. البته اين كار ساده اي نيست اما به مرور زمان مي توانيم اثر عقايد ديگران در زندگي خود را كمتر كنيم. رسيدن به آرامش زماني مقدور مي شود كه ما فكر كردن به حرف هاي مردم را متوقف كنيم.

5- زماني براي خود اختصاص دهيد

   – اجازه ندهيد تمام وقت شما صرف ديگران شود طوري كه براي خود وقت كافي نداشته باشيد. اگر كار شما به گونه اي است كه مدام با تلفن و ايميل درگير هستيد بهتر است از آنها در زمان استراحت فرار كنيد. مثلاً مي توانيد ساعات مشخصي را براي پاسخگويي به تلفن ها مشخص كنيد. به اين صورت به ديگران مي فهمانيد كه شما هم به زماني براي استراحت و آرامش نياز داريد و نبايد مزاحم شما شوند. وقتي به فشار هاي روحي اجازه مي دهيد ساخته شوند ايجاد آرامش كار سختي مي شود. اما با استراحت كافي مي توانيد هنگام كار با انرژي و توان بيشتري به وظايف خود را انجام دهيد كه نتيجه آن يك رضايت دروني است

5راهکار علمی برای داشتن احساس شادمانی

۱ – به آهنگی که در خوشحال ترین دوره زندگی خود آن را می شنیدید، گوش دهید.
او می گوید این تکنیک مغز شما را به نوعی تحت تاثیر قرار می دهد که یاد مکان هایی دلپذیری بیافتید که این موسیقی را قبلا در آن گوش می دادید.

۲- لبخند بزنید و عینک آفتابی بزنید.
آلکس کورب می گوید مغز همیشه خیلی باهوش نیست و همیشه اطلاعات مختلفی دریافت می کند که دقیقا نمی داند چه حسی باید پیدا کند. بنابراین بعضی اوقات به دنبال نشانه هایی می گردد که حس دقیق تر را پیدا کند. به این بیوفیدبک می گویند.
آلکس می گوید وقتی خوشحال هستید، لبخند می زنید؛ ولی این جریان برعکس هم می تواند باشد یعنی وقتی لبخند بزنید، مغز شما این نشانه را می گیرد و می گوید، “من لبخند می زنم پس معنی اش این است که خوشحال هستم.” پس هم لبخند بزنید هم عینک آفتابی بزنید که ظاهر شما را بهتر و شما را خوشحالتر می کند.

۳- فکر کردن به اهداف نگاه شما را به جهان تغییر می دهد.
اهدافی که تعیین می کنید درک مغز از جهان را تغییر می دهد. برخی اوقات وقتی حس می کنیم که همه چیز در جهت غلط پیش می رود و ما پیشرفتی حاصل نمی کنیم و همه چیز بد است، شما نیازی به تغییر دنیا حس نمی کنید. شما می توانید تنها درک خود از دنیا را تغییر دهید و این برای ایجاد تغییرات مثبت کافی است.
بنابراین وقتی استرس دارید و یا با چالشی روبرو می شود، به اهداف دراز مدت خود فکر کنید. این به مغز شما حس کنترل می دهد و باعث آزاد شدن “دوپامین” می شود که به شما انگیزه و حس بهتری می دهد.

۴- خوب بخوابید.
می دانیم که افسردگی خواب را بهم می زند. اما خواب خوب نداشتن هم می تواند به افسردگی منجر شود.

۵- “به تاخیر انداختن” را با کاهش استرس شکست دهید.
دور باطل: شما پروژه یا کاری را به تاخیر می اندازید، زمان کمتری برای انجام آن خواهید داشت و استرس بیشتری می گیرید و این باعث می شود آن کار را بیشتر به تاخیر بیاندازید و به همین ترتیب استرس شما هم بیشتر می شود.

چه باید کرد؟
پاسخ این است: پس از آنکه اندکی استرس خود را کاهش دادید، دست کم یک گام کوچک برای آغاز کار و یا پیشبرد پروژه خود بردارید

10 نکته برای کنترل کردن عصبانیتتان

1. قبل از اینکه چیزی بگویید فکر کنید.

در زمان عصبانیت خیلی راحت ممکن است چیزهایی را به زبان بیاورید که بعداً از گفتن آنها حسابی پشیمان شوید. چند دقیقه مکث کرده، چیزی به زبان نیاورید و فکرتان را جمع کنید و بگذارید طرف‌مقابلتان هم همین کار را بکند.

2. وقتی آرام‌تر شدید، عصبانیتتان را ابراز کنید.

وقتی توانستید روشن و واضح فکر کنید، ناراحتی‌تان را به طریقی قاطع اما نه هجومی ابراز کنید. نگرانی‌ها و نیازهایتان را به روشنی و وضوح کامل بدون اینکه موجب ناراحتی طرف‌مقابل شوید، برای او شرح دهید.
3. کمی ورزش کنید.

فعالیت جسمی به خالی کردن استرس‌هایی که موجب عصبانیت می‌شود کمک می‌کند. اگر احساس می‌کنید عصبانیتتان در حال افزایش است، برای پیاده‌روی بروید یا زمانی را برای انجام فعالیت فیزیکی موردعلاقه‌تان صرف کنید.
4. به خودتان استراحت دهید.

استراحت کردن فقط برای بچه‌ها نیست. در طول ساعت‌هایی از روز که فوق‌العاده برایتان استرس‌زا است به خودتان وقفه‌هایی برای استراحت دهید. چند دقیقه زمان آرام و بی‌سروصدا به شما کمک خواهد کرد احساس بهتری پیدا کرده و برای کنار آمدن با مشکلات پیش رو آماده‌تر شوید.
5. راهکارهای ممکن را بررسی کنید.

به جای اینکه روی چیزی که دیوانه‌تان کرده تمرکز کنید، سعی کنید مشکل را حل کنید. آیا اتاق نامرتب فرزندتان عصبانیتان کرده است؟ در آن را ببندید. آیا همسرتان هر شب برای شام دیر می‌آید؟ برنامه شامتان را دیرتر بگذارید. به خودتان یادآور شوید که عصبانیت نه‌تنها هیچ چیز را حل نمی‌کند، بلکه بدتر هم می‌کند.
6. از ضمیر “من” استفاده کنید.

برای جلوگیری از انتقاد کردن یا مقصر دانستن کسی، که فقط فشار بین شما را بیشتر خواهد کرد، برای توضیح مشکل جملاتتان را با ضمیر “من” شروع کنید. سعی کنید تا جایی که می‌توانید به طرف‌مقابل احترام بگذارید. مثلاً به جای “تو هیچوقت در کارهای خانه کمک نمی‌کنی” بگویید، “من ناراحت شدم که بدون اینکه به من برای جمع کردن میز شام کمک کنی گذاشتی رفتی.”
7. کینه به دل نگیرید.

بخشش ابزاری بسیار قوی است. اگر اجازه دهید که عصبانیت و سایر احساسات منفی بر احساسات مثبت شما غلبه کنند، خواهید دید که با تلخی و ناعدالتی خودتان نابود شده‌اید. اما اگر بتوانید کسی که اذیتتان کرده است را ببخشید، هر دو شما می‌توانید از آن موقعیت درس بگیرید. منطقی نیست که از همه آدمها توقع داشته باشید در همه شرایط همانطوری رفتار کنند که شما دوست دارید.
8. برای خالی کردن فشار، شوخ‌طبعی کنید.

شوخی و خنده به مقابله با فشارعصبی کمک می‌کند. از شوخ‌طبعی برای مواجهه با چیزی که عصبانیتان کرده است و انتظارات و توقعات غیرواقع‌بینانه‌ای که داشته‌اید استفاده کنید. البته از طعنه و ریشخند دوری کنید زیرا ممکن است موجب جریحه‌دار شدن احساسات دیگران شده و همه چیز را بدتر کند.
9. مهارت‌های تمدداعصاب را تمرین کنید.

وقتی اعصابتان خرد شده و خشمتان قلیان می‌کند، از مهارت‌های تمدد اعصاب کمک بگیرید. تمرینات تنفس عمیق، تجسم یک تصویر آرامش‌بخش یا تکرار کلمه یا عبارتی که آرامتان می‌کند، بسیار به دردتان خواهد خورد. حتی می‌توانید موسیقی آرامش‌بخش گوش دهید، در دفترچه خاطراتتان بنویسید یا چند حرکت یوگا را تمرین کنید.
10. بدانید چه زمان نیاز به کمک دارید.

یادگرفتن کنترل عصبانیت برای همه آدمها سخت است. اگر به نظرتان عصبانیت شما شدیداً خارج از کنترل است و باعث می‌شود دست به کارهایی بزنید که بعداً پشیمان شوید یا به اطرافیانتان آسیب برسانید، حتماً از متخصص کمک بگیرید.

8 راه برای رهایی از تله بی اعتمادی

1–سیاه و سفیدنکن!

شما معمولا آدم ها را به دو گروه مطلق غیرقابل اعتماد و قابل اعتماد تقسیم می کنید.به جای آن می توانید در ذهن خودتان یک طیف رسم کنید و به آدم ها از 1 تا 10 نمره قابل اعتماد بودن بدهید.

2–از رابطه اجتناب نکن!

احتمالا شما به خاطر آنکه فکر می کنید از دیگران – مخصوصاً جنس مخالف – رودست می خورید، هیچ وقت به فکر شروع رابطه جدی نمی افتید.
شاید در کوتاه مدت این آرامتان کند، اما در بلندمدت موجب تنهایی خودتان می شود.

3–با مشاور یا یک دوست خوب در ارتباط باش!

وقتی شما با یک دوست خوب و قابل اعتماد یا مشاور رابطه داشته باشید، کم کم دستتان می اید که واقعا آدم ها هم آن طور که شما فکر می کردید غیرقابل اعتماد نیستند و با نظرهایی که او در مورد شما می دهد کم کم به جای تصوراتتان در مورد رابطه ، واقعیت ها را می بینید.

4–بی اعتمادیت را به خودت یادآوری کن!

هر وقت می بینید دارید دنبال معناهای پنهان و منفی رفتار دیگران می گردید، به خودتان یادآوری کنید که این فکر ممکن است از تله ای که در آن گرفتاريد ناشی شده باشد و نه از واقعیت نیت دیگران.

5–ذهن خوانی نکن!

خواندن ذهن دیگران و بعد از شروع به جمع اوری مدرک کردن برای اینکه شما درست می گویید فقط شما را از دیگران دور می کند و رابطه شما را با آنها خراب.
به جای این کار، به دیگران نزدیک شوید و در مورد رفتارشان با انها صادقانه حرف بزنید.

6–تحریف نکن!

شما مستعد این هستید که همیشه نیمه خالی لیوان را ببینید .
همین که یادتان باشد مستعد این منفی بافی هستید، باعث می شود کمتر تحریف کنید و نیمه پر لیوان را هم ببینید.

7–تسلیم تله ات نشو!

اگر با آدم واقعا غیر قابل اعتماد و بدرفتاری رابطه برقرار کرده اید، یادتان باشد که فقط دارید به روح و جسم خودتان آسیب می زنید.
بنابراین زودتر تصمیم بگیرید و از این رابطه بیرون بیایید.

8–آدم مناسبی برای رابطه پیدا کن!

باید آدمی را برای رابطه جدی منجر به ازدواج پیدا کنید که واقعا قابل اعتماد و خوش رفتار باشد این طور هم به تدریج با ترس ها و ذهنیت های منفی خودتان مقابله می کنید و هم تله تان دوباره به راه نمی افتد.

12راهكار براي كنترل اضطراب

١- 🔴 برای کاهش اضطراب، اعتماد به نفس خود را تقویت کنید.
٢- 🔴 خاصیت شوخ طبعی و بذله‌گویی را در کاهش اضطراب نادیده نگیرید.
٣- 🔴 ورزش و تحرک جسمانی، شادابی و نشاط و آمادگی‌های روانی را افزایش می‌دهد.

٤- 🔴 اگر مضطرب شدید، سعی کنید به حالت قبل از اضطراب بازگردید تا بتوانید اوضاع را به کنترل خود در آورید.
٥- 🔴 یک راه مقابله با اضطراب آن است که به جای تلاش برای کنترل، آن راتجربه کنیم، این یعنی جسارت ورزی.
٦- 🔴 آموزش آرمیدگی، روشی سریع برای بازگشت به حالت آرامش است.

٧- 🔴 شناخت رفتارهای نشان دهنده‌ی اضطراب، به کنترل آن کمک می‌کند.
٨- 🔴به مدت ٢ دقيقه درموقعيت وحشت زا و اضطراب زا مقاومت كنيد واين مقاومت را گسترش دهيد.
٩- 🔴 زمان نگراني خود را محدود كنيد و به كارهاي خود نظم وترتيب دهيد.

١٠- 🔴 جمله خونسرد باش را با خودتان تكراركنيد.
١١- 🔴 براي خود وشخصيت تان ارزش قائل شويد.و گونه اي برخورد ورفتار نماييد كه به منزلت وجايگاه تان خدشه اي وارد نشود.
١٢- 🔴 سعي كنيد خلاقيت تان را در راه به توافق رسيدن با ديگران بكار بگيريد

تفاوت هدف و آرزو در چیست

اما هدف چیست؟ آرزو چیست؟
گفتیم بیش از نود و هفت درصد مردم هدف مشخصی ندارند. وقتی به کسی میگوییم پنج هدف خود را در زندگی بگو وقت میخواهد تا فکر کند هدفش چیست. یا آنکه میگوید من خیلی هدف دارم کدام هدفم را بگویم. یا آنکه اکنون از کسی بپرسیم کدام هدف خود را حاضری فدا کنی تا به کدام هدف خود برسی، خیلی ها نمیتوانند این را جواب بدهند و باید فکر کنند تا به این سوالات پاسخ دهند. اکنون برخی از اهدافی را که شما برای من نوشته اید را میخوانم.
اهداف نفر اول:
1. به جایی برسم که از گذشته خود پشیمان نباشم. 2. ازدواج
3. ادامه دادن درس. 4. تسلط کامل به زبان انگلیسی و فرانسه 5.تحصیل در دانشگاه های خارج
ولی هیچکدام از این پنج تا هدف نیست و به آنها نخواهید رسید.
اهداف نفر دوم:
1.شهادت 2. خدمت به پدر و مادر 3.ازدواج و تربیت فرزندان صالح 4. تحصیل در ادبیات و گرفتن بالاترین مدرک
هیچکدام از اینها نیز هدف نیست و به هیچکدام هم نمیرسید. برخی از اینها خیلی خوب است ولی هدف نیستند.
اهداف نفر سوم:
1.انتخاب بهترین همسر که همیشه یار و یاور من باشد. 2. ادامه تحصیل تا بهترین مدرک در دانشگاه های خارج از کشور. 3. ایجاد کارگاه کوچک و انجام کار های هنری درآن.
اینها نیز هیچکدام هدف نیست و به هیچکدام نمیرسید.
با مثالی توضیح میدهیم. هنگامی که من به فرودگاه با ترمینال مسافربری میروم و به مسئول فروش بلیط بگویم من یک بلیط میخواهم به من بلیط نمیدهد. بگویم یک بلیط به فلان مقصد بدهید هم باز هم به من بلیط نمیدهند. هر چقدر هم آنجا منتظر بمانم به من بلیط نمیدهند. هرچه اطلاعات من دقیق تر باشد که مثلا بلیط را برای چه روزی، چه مقصدی و چه ساعتی میخواهم امکان اینکه بتوانم بلیط تهیه کنم بیشتر خواهد شد. در این عالم نیز بلیط موفقیت کسی زودتر صادر میشود که اعلام های او دقیقتر باشد. تا وقتی اعلام های ما گنگ باشد هیچ گاه به مقصد نمیرسیم. کسانی که در بالا اهداف خود را اعلام کردند اعلام
تبدیل به ارزش میشود. کسی که میخواهد رشد کند، رشد مقصد است، مقصد خیلی گنگ است. ما در زندگی سه چیز باید داشته باشیم :مقصد، هدف و ارزش.
اگر بگویم تعریف خود را از رشد، موفقیت، سعادت و یا خوشبختی  را بگویید به تعداد تک تک افراد این تعریف ها حال این سه تا چیست؟ اگر به شما بگویند از اکنون تا آخر عمر در زندگیتان چه چیزی میخواهید چه پاسخی دارید؟ اگر در یک کلمه آن را بخواهید بگویید آن چیست؟ در یک کلمه آنچه که من میخواهم میشود مقصد. مقصد دست یافتنی نیست ، مقصد یک خواب و خیال است. اگر ما زمینه های مقصد را تعیین  کنیم مقصد متفاوت است. زمینه را باید تعیین کنیم .زمینه را که تعیین کردیم مقصد تبدیل به ارزش میشود.مثلا در چه زمینه ای میخواهید رشد کنید، رشد علمی ،رشد پولی، رشد سیاسی و…. .ارزش ها نیز دست یافتنی نیستند. ارزش مانند تیری است که شما در کمان میگذارید، نشانه میگیرید ولی هیچوقت رها نمیکنید. مثلا من ادامه تحصیل میخواهم بدهم، یک همسر خوب هم میخواهم، پول هم میخواهم.
و تا آخر عمر هم اینها را رها نمیکنید ولی هیچوقت هم به آنها نمیرسید.
چکار کنیم ارزش ها تبدیل به هدف بشوند؟ آرزو های دست نیافتنی تبدیل به اهداف دست یافتنی بشوند؟
مواردی که شما به من گفتید و من در بالا خواندم جدول ارزش ها بود نه اهداف.
مثلا فرض کنید من یک چک به شما میدهم که به بانک ببرید و پول بگیرید. و به جای مبلغ آن مینویسم هرچه بیشتر بهتر و بجای تاریخ آن مینویسم هر چه زودتر بهتر. آیا اگر شما این چک را به بانک ببرید به شما پول میدهند؟ چک هایی که ما نیز برای عالم میکشیم همانند این چک است، میگوییم هر چه بیشتر بهتر.
مثلا من دوباره چند تا از اهداف(چک های) شما را میخوانم تا ببینید اینگونه هست یا نه.
نوشته اید رسیدن به مقامات بالا. شما چقدر میخواهید برسید بالا؟ جواب شما احتمالا این است هر چه بالا تر بهتر.
نوشته اید خدمت به جامعه .چقدر میخواهید به جامعه خدمت کنید؟ هر چه بیشتر بهتر ؟
نوشته اید که بکار گیری  دانش. شما چقدر میخواهید دانش خود را بکار بگیرید؟ هرچه بیشتر بهتر؟
گفته اید فعالیت در امور خیریه . شما چقدر میخواهید در امور خیریه فعالیت کنید؟ هرچه بیشتر بهتر؟
اگر هر چه بیشتر بهتر خوب است و درست است، پس چرا وقتی چک را که بجای مبلغ نوشته شده هر چه بیشتر بهتر به بانک میبرید به شما پولی نمیدهند؟ مگر نه اینکه هر چه بیشتر بهتر؟